بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه
  ساعت  
  سخن بزرگان  
آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند(سانتایانا)
  کلام نور  
هر كه بر طريق خداپرستي محكم و استوار باشد ، مصائب دنيا بر وي سبك آيد ، گر چه تكه تكه شود . حضرت امام هادی (ع)
  لطیفه  
غضنفر بچش رو روز بعد از عید فطر به دنیا میاره،اسمش رو مبذاره پس فطرت!!
  اس ام اس  
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند ... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.

محصولات روز







تعداد بازدید این وبلاگ تا کنون : 8706
همه چیز از همه جا
می ترسم حالا که بی تاب تر از آخرین قطره باران و اولین شکوفه بهارم ،باز نیامدنت را ببینم - با اینهمه زمستان امسال هم بی تو گذشت تا ابری نیامده.بگو : با قرارهای هنوز منتظر چه باید کرد!!!؟
دنياي وارونه


كل كل دختر پسرا + عكس


جوک های آقای سرخوش

غضنفر و دآقای سرخوش باهم یه کارخونه سفیدآب تاسیس می کنن. اول کارشون برای اینکه بیشتر بفروشن وسطش گردو میذارن !!

جدیدترین جمله ای که آقای سرخوش پشت ماشینش نوشته:
برار غریبم جومونگ

آقای سرخوش زنگ می زنه فرودگاه می گه:
ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه
دختره میگه یه لحظه!
آقای سرخوش میگه مرسی و قطع می کنه!

بهآقای سرخوش میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!

آقای سرخوشتوی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

آقای سرخوش زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول
میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.
میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن
میگن : جنگ برای چی؟   میگه : سی ناموسم

به آقای سرخوش میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید

آقای سرخوش بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

آقای سرخوش ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم.
میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن


جوک های معتاد

معتاده میره دستشویی ، میزنه آفتابه رو لتو پار می کنه !

بهش می گن : چرا آفتابه رو این جوری کردی ؟ می گه : برام ژست گرفته بود!!!

*

جوایز قرعه کشی بانک معتادان جوان :

????دستگاه پیک نیک

???کمک هزینه خرید منقل و بافور

??هزینه سفر به زاهدان

و هزاران جایزه یک مثقالی

*

یه معتاده هی داد میزد تاکشی تاکشی، بالاخره یک تاکسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود!

به معتادی گفتند با ۴۵ و ۴۶ و ۴۷ و ۴۸ جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

معتاده به دختره متلک میگه: چشاش بیشت لباش بیشت تیپش ییشت  . دختره برگشت و گفت : گم شو اشغال  . معتاد گفت: انژباط شفر

به معتاده می گن فرق تو با یه ورزشکار چیه؟
میگه هیچی اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی

 

* معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!


جو ک های جاسم !!

جاسم با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. جاسم  میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور

 

جاسم میره توالت، تا میاد بشینه یهو یک آروغ اساسی میزنه پا میشه، میگه: باز برعکس نشستم

جاسم میخواسته یک رفیق جدیدشو به باقی رفقا معرفی کنه، رو به رفقاش میکنه، میگه: بچه‌ها… قاسم. بعد رو به قاسم میکنه، میگه: قاسم جان بچه‌ها

یه بار از جاسم می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چکار میکنی ؟ میگه : میفروشم . میرم کویت!!!

یه باربه جاسم  و دست و دلباز و غضنفر  می گن که کی ماهی بزرگ گرفته. دست دلباز میگه من ماهی ۱۸ متری گرفتم. غضنفر میگه۱۹متری. جاسم میگه۱۰متری.بهش میگن اینکه از همه کوچیکه.میگه:ولک چشاش اینقدره……


یک دفعه به جاسم میگن با مخابرات جمله بساز میگه مخا برات برقصم

 

*

به جاسم بمب میدن میگن بزار یه جای شلوغ؟

اونم می بره می زاره تو عروسی پسر عموش!

*

از جاسم می پرسندجمعیت آبادان چندنفره؟میگه ولله بادهاتهای اطرافش ۶۰-۷۰میلیونی میشه

*

جاسم  می خواسته شیر داغ بخورد زیر پای گاوه آتیش روشن میکند

*

جاسم  میاد تهران سوار اتوبوس میشه، بلیط اتوبوسرانی آبادان رو میده دست راننده. یارو میگه: داداش این بلیط مال اینجا نیست.

جاسم میگه: ولک روشو خوب توجه نکردی، نوشته آبادان و حومه

*

جاسم بچه اش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد

*

یارو میره تو یک قهوه‌خونه، به قهوه‌چی میگه: داش حال میکنی یک جک عربی بگم؟! قهوه‌چیه میگه: ببین ولک، من خودم عربم، این یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوای جک عربی تعریف کنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد

*

جاسم به یه مغازه میره و میگه : بلوز داری؟  مغازه دار میگه نه میگه شلوار داری میگه نه جاسم باتعجب میگه پس چرا روشیشه نوشته کا لباس داریم

*

از جاسم نوار مغزی می گیرند، می بینند بیست دقیقه اولش خالیه

*

جاسم زنش دوقلو گیرش میاد میره حسابداری میگه آقا چند میشه

میگه۱۰۰۰۰۰ تومان میگه کمتر حساب کن تا دوتاشون ببرم

*

یه بار از جاسم میپرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چکار میکنی ؟ میگه : میفروشم . میرم کویت!!!

*

 

جاسم  می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد می زنه درازش میکنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت که نشده؟

جاسم یک نگاه به سر تا پاش می کنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پی چوندی


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11-20 صفحه بعد

مطالب  11 تا 15 از تعداد کل 252 یافته را مشاهده میکنید!

Untitled 2
jong

 
 

نام حقیقی :  رضا عباسی
تاریخ تولد : 1359/01/01
موقعیت : - -
جنسیت : مرد

 
ارسال پیام
محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
  jong.
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری